شگفتی

:: شگفتی

امروز 2 تا رمان حدودا 200 صفحه ای رو در عرض 1ساعت خوندم یکیش شگفتی که از اون چیزی که فکر میکردم خیلی مسخره تر بود یکیشم 5شنبه فیروزه ای بود 

دیروز کارناممو گرفتم که در کمال شگفتی 19.99شده بودم  واقعا برام عذاب اور بود

امروز غیر از مشقای نوشتنی کاری نکردم کلا انگار کل روزو واقعا آف بودم

دلم برای خیلی ادمای مجازی تنگ شده که هیچ ادرسی ازشون ندارم


منبع : It is my historyشگفتی
برچسب ها : شگفتی

شما دینتان را فروخ‍‍تید ما هم خریدیم‍‍‍‍‍!!

:: شما دینتان را فروخ‍‍تید ما هم خریدیم‍‍‍‍‍!!

به گزارش جهان، "جواد فرهنگی" در صفحه گوگل پلاس خود نوشت:
بانوی محجبه ای در یکی از سوپرمارکت‌های زنجیره‌ای در فرانسه خرید می‌کرد؛ خریدش که تموم شد برای پرداخت رفت پشت صندوق. صندق‌دار یک خانم بی‌حجاب و اصالتاً عرب بود. 

صندوق‌دار نگاهی از روی تمسخر بهش انداخت و همینطور که داشت بارکد اجناس را می‌گرفت اجناس او را با حالتی متکبرانه به گوشه میز می‌انداخت. اما خانم باحجاب ما که روبنده بر چهره داشت خونسرد بود و چیزی نمی‌گفت و این باعث می‌شد صندوقدار بیشتر عصبانی بشه ! بالاخره صندوق‌دار طاقت نیاورد و گفت: «ما اینجا توی فرانسه خودمون هزار تا مشکل و بحران داریم این نقابی که تو روی صورتت داری یکی از همین مشکلاته که عاملش تو و امثال تو هستید! ما اینجا اومدیم برای زندگی و کار نه برای به نمایش گذاشتن دین و تاریخ! اگه می‌خوای دینت رو نمایش بدی یا روبنده به صورت بزنی برو به کشور خودت و هر جور می‌خوای زندگی کن!» 

خانم محجبه اجناسی رو که خریده بود توی نایلون گذاشت، نگاهی به صندق‌دار کرد… روبنده را از چهره برداشت و در پاسخ خانم صندوق‌دار که از دیدن چهرهٔ اروپایی و چشمان رنگین او جا خورده بود گفت: «من جد اندر جد فرانسوی هستم…این دین من است . اینجا وطنم…شما دینتون را فروختید و ما خریدیم.

منبع : It is my historyشما دینتان را فروخ‍‍تید ما هم خریدیم‍‍‍‍‍!!
برچسب ها : روبنده ,خانم

خر خوان نباشید!!

:: خر خوان نباشید!!

وقتی سن بالا می رود مطالعه ی بیش از حد ِ آثار تخصصی دیگر باعث می شود که انسان با خلاقیت های علمی خود فاصله پیدا کند. کسی که زیاد مطالعه میکند، خواندن برایش عادت می شود و کمتر ذهن خود را به کار میگیرد و در نتیجه فکر و ذهن او کند و تنبل می شود. مثلا کسی که همه ی وقت خود را در تئاترها برای تماشای نمایشنامه ها میگذراند، به جای اینکه به زندگی خود بپردازد،  بیشتر با شخصیت های آن نمایشنامه ها زندگی می کند.

– آلبرت اینشتین 

منبع : It is my historyخر خوان نباشید!!
برچسب ها :

پاسخ دهید

:: پاسخ دهید
چه میشد مثلا یکم گذشت می اموختیم ؟؟!!! در همان موقعه ای که در صف نانوایی ایستاده ایم و یک پیرزن می بینیم همان موقعه ای که ....{این را خیلی هایمان حتما می توانیم پر کنیم}
پ.ن:چقد بلاگر کم نویس شده اند نمی دانم شاید من از اینجا زیادی فاصله گرفته ام 
پ.ن:نوشتن یکی از بهترین حس های دنیاست :))

منبع : It is my historyپاسخ دهید
برچسب ها : همان موقعه